|
به قول کیانا جون جون: بازی ، بازی ، بازی ...
دوباره شروع میکنیم...
اگه خدا بخواد بعد از وارد شدن شوک دیشب که منو تا 3 دقیقه مات و مبهوت دیشب خداییش نیم دونم چی شده بود که خوابم نمی برد با اجازتون کسی جز من نبود در ادامه ی وبلاگ گردی بودیم که متوجه شدیم کیانا جون جون ما هم بلافاصله دعوت را اجابت نموده و بازی نمودیم... (که همش مرد) ولی حالا واسه رو کم کنیه بلاگفا هم که شده باز مینویسم بازی از این قراره که 10 تا چیز که دوست دارم و 10 تا چیز که دوست ندارم رو بگم چیزهایی که فضول خانوم جون خوششان نیم یاد: 1. سیر . پیاز . فلفل دلمه . پیازچه . نخودفرنگی . کدو . بادمجان 2. وقتی یک آدم بی فرهنگ تو خیابون آشغال می ریزه 3. وقتی پشت چراغ قرمز منتظر وایسادی..تایمر هم رو 5ثانیه هست..ماشینا بوووووووق میزنن که برو 4. وقتی تو یه صف وایسادی... نفر پشت سریت میاد می چسبه بهت (مخصوصآ تو تابستون) 5. وقتی میری استخر... خانوما با آرایش کامل شیرجه میزنن تو آب 6. وقتی در یه کمدی باز باشه 7. وقتی یه تابلویی کج باشه 8. وقتی پسر همسایمون..دوست دخترشو ساعت 12:30 شب از در پارکینگ میفرسته بیرون 9. از این دخترای پر رو و کنسرو اعتماد به نفس که فکر میکنن خیلی بامزه هستن ۱۰. وقتی که درساتو خوندی...اومدی نشستی تو حال... بابات میگه: برو درستو بخون...هم کلاسی هات ازت جلو میزننا بعد تو هم بگی خوندی.. بابات باز میگه: خوب درسای پس فرداتو بخون... بعد باز بگی خوندی بعد بابا جون بفرماییند: خوب دوباره بخون تا خوبه خوب یاد بگیری (شماره ی 10 خیلی طولانی شد...ببخشید...خوب باید توصیف میکردم) حالا چیزایی که خوشمان می آید: 1. خورشت فسنجون . قورمه سبزی . کوفته سبزی . ماکارونی . خیار شور 2. خرید کردن (مخصوصآ از ESPRIT . M&S . NEXT و ...) 3. BMW 630i 4. همه ی دوستام... 5. فضولی (البته تا یه حد مجاز) و حرف زدن 6. راه رفتن زیر بارون 7. مسافرت با دوستان (بدون مامان و بابا و خانواده) 8. رشته ی Interior Design یا همون طراحی داخلی خودمون 9. انواع گل های طبیعی
منم از همین جا همه ی کسایی که میان وبلاگم رو میبینن و نظر میدن دعوت میکنم در ضمن از همه ی دوستای جون جونم که سر میزنن و با نطر های مهبلونانشون به من لطف دارن ممنونم... باشد که بتوانیم ذره ای از محبت هایتان را جبران بنماییم
|+| نوشته شده توسط FOOZOOL KHANOOOM در سه شنبه 31 اردیبهشت1387 و ساعت 8:29 بعد از ظهر عصبانی میشویم...
آخه چرا این بلاگفا اینقدر خره؟؟
۲ساعت نشستم چیز نوشتم همش پرید من که نمی نویسم |+| نوشته شده توسط FOOZOOL KHANOOOM در سه شنبه 31 اردیبهشت1387 و ساعت 4:53 قبل از ظهر شروع می نُماییم ...
با استعانت ازالطاف حق تعالی و درسایه ی دولت مهرورز و شکوفا و همچنین نو آور جمهوری اسلامی و همچنین در پرتو لطف رهبر کبیر و با آرزوی پیروزی رزمندگان اسلام در جبهه های نبرد حق علیه باطل . همچنین کوتاه کردن پای بیگانه از خاک میهن تا بتوانیم مشتی محکم بر دهان یاوه گویان شرق و غرب بزنیم
مورخ 30 اردیبهشت سال یکهزار و سیصدوهشتاد و هفت هجری شمسی (یا همون 1387 خودمون) مطابق با 13 جمادی الاول 1429هجری قمری و برابر 2008 May 19 میلادی همه ی اینا که گفتم و خودمم نفهمیدم چی بود آقا جون... تو یک جمله بگم: « ما هم شروع میکنیم» تا حالا پست به این طولانی اونم به عنوان اولین پست و مقدمه دیده بودید؟؟؟ خدا به دادتون برسه... آخه من پر حرف نیستما...ولی نیم دونم چرا وقتی میوفتم رو حرف ول کن نیستم اینم تا یادم نرفته بگم... بسه دیگه... خیلی حرف زدم... دستای نازنینمم درد گرفت تا بعد.... البته میدونم 2000 تا پی نوشت به این پست اضافه میشه ها ولی خوب واسه اینکه جلو گیری کنم از گفتن : " اه برو دیگه...
به وسیله ی شما خودم حرف های نا تمام رو قیچی میکنم
پ.ن1: تازه هم بگم: اینجا هم خودم اووووووووووووووووووولللللللما پ.ن2: آقا اینجا وبلاگ خودمه... هر چیم میخوام میگم فردا کسی نیاد اعتراضا.. اگه این وبلاگ به مزاج هر کی خوش نیم یاد، از همین الان نیاد بخونه مطالب رو
پ.ن۳: دوستان محترم و عزیز تر از جان... اون مطالبی که اول از همه گفتم شوخی بود.. امیدوارم به کسی بر نخوره
پ.ن ۴: ممنون از آقای فضول واسه تذکر دادن به خاطر غلط املایی
|+| نوشته شده توسط FOOZOOL KHANOOOM در دوشنبه 30 اردیبهشت1387 و ساعت 3:9 بعد از ظهر |
|


واسه همین تصمیم گرفتم بیام نت که ببینم اوضاع از چه قراره...
و تمامی وبلاگا در امن وامان
(البته شما لطف کنید ۲









Baby
با هم یک صدا فریاد می کنیم: " تا خون در رگ ماست....."
و با همبستگی و یکپارچگی ملی
بتوانیم این انرژی هسته ای بیچاره را نصیب خود گردانده
و آن را در سایه ی 
امروز دوشنبه
یه سر فصل واسه خالی نبودن عریضه بود که بگم من بالاخره بعد از مدت ها تلاش برای از بین بردن بی حوصلگی و همچنین طی درخواست مکرر دوستان که از طریق پیامک و یا از طریق تلفن.. ایمیل یا هر گونه وسیله ی ارتباط جمعی خواستار ایجاد وبلاگی از طریق بنده شده بودن بنده توانایی شکستن طلسم را به دست آورده و شاخ غول را شکسته و یک عدد وبلاگ نا قابل را به خدمت شما عرضه میدارم
باشد که از طریق آن و کمک دوستان گرامی بتوانم بعضی حماقت های شخصی را برطرف ساخته و اگه از یه چیم دلم گرفت بیام اینجا حرف بزنم تا یهو تو دلم جمع نشه و سر یه بیچاره ی از همه جا بی خبر خالی کنم...


با سپاس جهت تلاش های دوستان براییافتن نام نیکویی برای این وبلاگ اینجانب یک عدد فضول خانوم تصمیم گرفتم همون "عجبا
"


