روزگار ما...
در بازگشت از كلیسا، جك از دوستش ماكس می پرسد: «فكر می كنی آیا می شود هنگام »دعا كردن سیگار كشید؟
»ماكس جواب می دهد: چرا از كشیش نمی پرسی؟»
جك نزد كشیش می رود و می پرسد: «جناب كشیش، می توانم وقتی در حال دعا كردن »هستم، سیگار بكشم
»كشیش پاسخ می دهد: نه، پسرم، نمی شود. این بی ادبی به مذهب است.» جك نتیجه را برای دوستش ماكس بازگو می كند.
»ماكس می گوید: تعجبی نداره. تو سئوال را درست مطرح نكردی. بگذار من بپرسم.»
ماكس نزد كشیش می رود و می پرسد: «آیا وقتی در حال سیگار كشیدنم می توانم دعا كنم »؟
»كشیش مشتاقانه پاسخ می دهد: مطمئناً، پسرم. مطمئناً.»
جهت اطلاع دوستان:
بنده هنوز در قید حیات هستم!
غول این مرحله رو بکشم میام و کلی می آپم.
- یه سوال: کسی میدونه چرا این اسمایلی خٍنگا گم شدن؟
یا اگه هستن چرا من نیم بینم؟!
یا اینکه اصلآ کجا هستن؟!!!!
»ماكس جواب می دهد: چرا از كشیش نمی پرسی؟»
جك نزد كشیش می رود و می پرسد: «جناب كشیش، می توانم وقتی در حال دعا كردن »هستم، سیگار بكشم
»كشیش پاسخ می دهد: نه، پسرم، نمی شود. این بی ادبی به مذهب است.» جك نتیجه را برای دوستش ماكس بازگو می كند.
»ماكس می گوید: تعجبی نداره. تو سئوال را درست مطرح نكردی. بگذار من بپرسم.»
ماكس نزد كشیش می رود و می پرسد: «آیا وقتی در حال سیگار كشیدنم می توانم دعا كنم »؟
»كشیش مشتاقانه پاسخ می دهد: مطمئناً، پسرم. مطمئناً.»
جهت اطلاع دوستان:
بنده هنوز در قید حیات هستم!
غول این مرحله رو بکشم میام و کلی می آپم.
- یه سوال: کسی میدونه چرا این اسمایلی خٍنگا گم شدن؟
یا اگه هستن چرا من نیم بینم؟!
یا اینکه اصلآ کجا هستن؟!!!!
+ نوشته شده در شنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۹:۴۹ ق.ظ توسط FOOZOOL KHANOOOM
|
اینجا وبلاگ یواشکیه منه D: