سلام به همه

میبینم که من باز بی خوابی زد به سرم و این گوسفندای بیچاره هم کاری از دستشون بر نیومد و مجبور شدم باز بیام ببینم که تمامی وبلاگ ها در امن و امان هستن یا نه

 

حالا هم میخوام مختصری از شرح حال خود را بیان نموده تا تعدادی از دوستان از بی اطلاعی بیرون بیایند

 

اینجانب یک عدد فضول خانوم می باشم...

تاریخ تولدم ۲ بهمن ۱۳۶۷ هست (اصلآ منظوری نداشتما )

قد رو نیم دونم... ولی احتمالآ به زور بتونم خودمو برسونم به ۱۶۰ (البته به زور)

وزنم که ۴۵ کیلو (البته تا امروز)

خلاصه به تمام معنا فنچوووول

هم اکنون ساکن شیراز...

یه خانواده ی ۴ تایی داریم.. من و مامانم و بابام و برادر (اونم از نوع ۲سال کوچیکتر تازه هر روزم با هم دعوا داریم سر همه چی)

مامان و بابا هم هر دو شاغل

بچه ی اول و نوه ی اول تو خانواده ی مامانم اینا و نوه ی...(نیم دونم ولی ۲رقمیه) تو خانواده ی بابام اینا

دیگه اینکه...

آها..من اگه خدا بخواد دانشگاه رو معاف شدیمیعنی خودم خودم رو معاف کردما

حالا فکر نکنید با یک عدد آدم خنگ طرفید  همون جور که شونصد بار گفتم بنده رشته ی مورد علاقه ی خود را در ایران یافت نکردم بنابراین لج نموده و پارسال درس نخوانده و رشته ای در گزینش دانشگاه انتخاب کردم که نتونم برمیعنی زدم زبان اصفهان که مامانم بگه نرو

و خدا رو شکرم همین طور شد و گفت نرو امسال کنکور بده...

خوب مگه چیه... رشته ی زورکی دوست ندارم

الانم که همتون شاهد هستین من ۲۴ ساعت تو نت نیستمو دارم درس میخونم

 

عاشق فضولی هستم ، یعنی نه فضولیه بدا... کلآ دوست دارم همه چیز رو بدونم

اینقدر دلم میخواد یکیو پیدا کنم که بشینم باهاش حرف بزنم،اونم هر چقدر دلم بخواد، کسی هم نیاد بگه بسه چقدر حرف میزنی

کلی کیف میکنم بشینم عکس ببینم،مخصوصآ عکس عروسی (شما آلبوم ببینید )

واسه دونستن تعداد محدودی از علاقه مندی های من به پست قبل مراجعه کنید

 

تا اینجا فعلآ باشه... باز اگه یادم اومد میگم